{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

درباره کتاب خاطرات محمد قاضی

کدخبر : 299
نویسنده:

برای سال های سال "محمد قاضی" مترجم به عنوانِ یکی از نبض های تپنده‌ی روشنفکری ایران زیست و نوشت. محمد قاضی مَردِ کُرد پر شوری بود که غیور بودن کُردان را با خود به ترجمه آورد و مانند هم قوم های خود سراغِ راه های سخت رفت و از باز کردنِ دریچه های تازه هیچ نمی ترسید. او گذشته از اعتبارِ ترجمه هایش خوش زیست و مردی گرم بود و شیطنت از چشم هایش می بارید اما آزاری نداشت و نگاهش به سیاست اغلبِ اوقات نگاه ناظری بود که ترجیح می دهد چیزی از ماجرا سر در نیاورد اما وقتی کار به صنف و کانون می کشید، دست گرمش پشتِ نویسنده های دیگر بود و این خصیصه ها باعث شده بود همه دوستش داشته باشند.

خاطراتِ "محمدقاضی" یکبار توسطِ نشرکارنامه منتشر شد اما چون مملو از روایاتِ صادقانه و نقد های تند و تیز راجع به همه، (حتا هم قوم هایِ خود او) بوده است اعتراضاتِ بی جایی نصیبش شد که کتابِ به این خوبی را به تاریکی فرو برد و مدتی نایاب بود. نشرِ کارنامه برای بار دوم این کتاب را منتشر کرده است. من کتاب را یک شبه خوانده ام. و برایم جالب بود که متعصبانِ قومیتی (از هر قوم و ملیتی) چقدر می توانند کور و بی رحم باشند. و از مشاهیرشان جای آموختنِ نقد به جا و صریح توقعات بی جا و تعصب آمیز داشته باشند. او مدعی می شود که زبانکُردی به خاطر مجاورت با عراق و اعراب از نظر آوایی متاثر از لهجه‌ی عربی ست. و ادعاجاتی که اثبات آن ها حتما نیاز به تحقیقات زبانشناسی و قوم شناسی بیشتری دارد. اما به هر حال او یک مترجم قدرتمند است و کارش زبان و گویش هاست و نمی توان ادعاهایش را یکثره نا دیده انگاشت.

اما مهمترین ویژگی کتابِ "خاطرات یک مترجم" شاید در نوع‌ روایت و مضامین روایی او باشد: دراین کتاب خیلی کمتر به "پست و بلند ترجمه" پرداخته شده و قاضیِ شهیر مدام از زندگی، زنان، سفرها، سرطان دردناکش و شوخی با این بیماری گفته است. او کارمندِ دولت بوده و شرحِ دلاوری های خود را با طنزی سرزنده توصیف کرده است.

محمدقاضی اگر مهمترین مترجم ایرانی نباشد، یکی از کم اشتباه ترین مترجم ها، دستکم در انتخاب بوده و هست. و نامش بر هر کتابی آمده می توانی بفهمی این کتاب حتما مهم و خواندنی ست. او از فرانسه ترجمه می کرده و در کارنامه‌ی پر بارش می توان شاهکارهایی چون شازده کوچولو، قلعه مالویل، دون کیشوت، زوربای یونانی، جزیره پنگوئنها، سپید دندان و غیره را نام برد. با تمامِ این ها کتاب را بیشتر به کسانی پیشنهاد می کنم می خواهند استراحت فکری کوتاهی بکنند و در عین حال کنجکاوِ فضایِ زیستی دوران پهلوی دوم و شخصِ محمد قاضی هستند و نه بیشتر

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها