{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

در مقایسه و نقد بافت شهری امروز و دیروز تهران

کدخبر : 886
نویسنده:
امین شاهد

نویسنده

وسعتِ یک سازه در صورتی کلافه کننده نخواهد بود که تناسبات در بکارگیریِ عناصر مختلف و تقسیم بندیِ مکان های مورد استفاده به شکل درست صورت گرفته باشد. همچنین با دقیق شدن در کارکرد مراکز خریدی چون ایران مال، مجتمع تجاری کورش، هایپر استار، پالادیوم و مشابه آنها در تهران و میل به زیاد شدنِ این نوع سازه‌ها، خواه ناخواه باید به مسئله‌یِ تقاضا و از میان رفتنِ مشاغل کوچک بیاندیشیم.

اندکی برای تهران:

شاید خوشآیندتان نباشد اگر بگوییم تهران، یک انباری بزرگ است. اما به واقع چنین است. یک انباریِ عریض و طویل، درهم و غبار گرفته با انباشتی از همه چیز. از تنوع خرده فرهنگ و نژاد گرفته تا تکنولوژی و ناسازه هایِ عظیم و بد ترکیب. هر چیزی که شاید روزی برای خوشی‌هایِ موقت یا دلخوشی‌هایِ سلسله وار ساخته یا اندوخته شده و در پستویِ ذهن ما رسوب کرده است. شهروندان تهران گویا در انباریِ تاریک و بزرگی زندگی می کنند که به زودی و  کم کم به سمساری بزرگتری مبدل خواهد شد(مبدل شده است!). اشیا و بناهای ناکارآمدی که شهروند و مسئول، فقط می‌خواهند که باشد یا ساخته شده باشد. او لزومِ بودن و ساختن شان را نمی‌داند یا دلایلی سطحی و پوستوار برای آن دارد. بناهایی با تکثیر باکتریایی که در حال خوردن بستر خود هستند. شاید به همین دلایل است که نگارنده نتوانسته این شهر را با وضعیت کنونی پس از بیست سال هضم کند یا این شهر او را!

نوشتن در موردِ چنین شهری با تمام فراز و فرودهایش از یک سو سهل و ممتنع می‌نماید، چرا که رفتار شهروندانش بازگوکننده‌یِ حال و روز اوست. از سوی دیگر اما پیچیده است همچون کلافی خاکستری با صدها گره کور. چرا که روحِ شهر در کُماست.

افُقِ غبار گرفته

از زمانی که حاج علی اکبر دریانی برادر کوچکش مهدی را از حوالی شبستر به تهران بُرد و مهدی دریانی تاجر و کارآفرینی موفق شد، چیزی بیشتر از هشتاد سال می‌گذرد. از روزهایی که با دوچرخه در بازار و لاله‌زار چای توزیع می‌کرد، زمان زیادی گذشته  از افتتاح اولین سوپر دریانی که سال ۱۳۱۵ بود، خیابان انقلاب، مقابل لاله‌زار نو. سلسله بقالی‌هایی با خدماتی جدیدتر و در دسترس تر برای مردم. بعدتر این نوع فروشگاه به شکل امروزی با حمایت حکومت پهلوی رواج پیدا کرد. و در آنها حق انتخاب کالا به مشتری داده شد و تنوع محصولات بیشتر شد. فاصله‌ی بین آغاز به کار سوپرمارکت‌ها تا هایپرمارکت ها و شاپینگ مال‌ها در ایران سال های زیادی بود که دلایل آن دوران جنگ و سال‌های بازسازی و همچنین عدم ارتباط با جامعه‌ی تجارت جهانی بوده است.

*** 

 می‌دانیم به سازه‌هایی که در آنها رفت و آمد و زندگی جریان دارد، سازه های دارای معماری زنده می‌گویند و متعاقبا برعکس آن یعنی ساختمان‌ها و سازه‌هایِ متروک و خالی از سکنه را معماری خاموش یا مُرده می‌نامند. یک سازه با معماری زنده تمام عناصر زندگی را یکجا در خود دارد. ریتم، حرکت و تکاپو، هدایت گری و ... در ثانی تو را خسته نمی‌کند و پا به پای تو همراهی‌ات خواهد کرد. تو را ترغیب می‌کند که برای دفعات بعد هم به آن سر بزنی و از همراهی با او لذت ببری.

اما وسعتِ یک سازه در صورتی کلافه کننده نخواهد بود که تناسبات در بکارگیریِ عناصر مختلف و تقسیم بندیِ مکان های مورد استفاده به شکل درست صورت گرفته باشد. همچنین با دقیق شدن در کارکرد مراکز خریدی چون ایران مال، مجتمع تجاری کورش، هایپر استار، پالادیوم و مشابه آنها در تهران و میل به زیاد شدنِ این نوع سازه‌ها، خواه ناخواه باید به مسئله‌یِ تقاضا و از میان رفتنِ مشاغل کوچک بیاندیشیم.

در مورد "بازار بزرگ ایران" یا "ایران مال"، اینکه با سرمایه گذاری از سوی یک بانک خصوصی  در راه اندازیِ پروژه‌ای با چنین وسعت در رقابت با بزرگترین‌‌های دنیا باشیم، در اقتصاد نیمه جانِ یک کشور زیر فشار تحریم، منطقی به نظر نمی‌رسد. از سوی دیگر با نبودنِ کانسپت مرکزیت، با حجم ترافیک اتوبان تهران کرج و اتوبان شهید خرازی که روز به روز بیشتر می‌شود، چه تضمینی برای دسترسی راحت عمومی به این مرکز وجود خواهد داشت؟ به یاد داشته باشیم که بافت جمعیت منطقه 22 تهران با توجه به مجتمع های در حال ساخت و دریاچه چیتگر رو به افزایش است.

همچنین برای آشفتگی در طراحی کلانسازه‌ای همچون "ایران مال" تو جیهی ساده لوحانه تر از این نیست که تلفیقی از فرهنگ و معماری ایرانی و اسلامی و معماری نوین باشد. هر چند در نظری اجمالی و عوامانه خوش تراش و خوشآیندِ و عموم و بازدیدکنندگان است. باید پرسید که با توجه به در نظر نگرفتن پارامترهای مختلف و همه جانبه، راه اندازی چنین سازه‌هایی تا چه اندازه می تواند تحولی در ساختار زندگی و سوق دادن به سوی کیفیت بجای کمیت در عموم شهروندان ایجاد کند؟ 

مراکز خرید بزرگ و یکپارچه جدای از قابلیتهای اجتماعی و رفع نیازهای روزمره شهروندان و همچنین آموزش استانداردهای بین‌المللی، باید با هدف یکسان سازی در روابط اجتماعی و ترویج مدنیت و فرهنگ شهرنشینی ایجاد شوند. مارکت‌هایِ برپا شده در کشورهایی مشابهِ سرزمین ما، بیشتر از آنکه براساس نیازِ یک شهر و شهروندانش ایجاد شده باشند، نمایشی برای فرار از شوربختی و تجمع ناکامی هاست.

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها