{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

سجاد تابش کارگردان نمایش در اتاق باد می وزد برای سومین کارش به دنبال تهیه کننده و سرمایه گذار است

کدخبر : 521
عکاس:

این روزها تماشاخانه "هامون" میزبان نمایش "در اتاق باد می وزد" به نویسندگی "امیر نجفی" و به کارگردانی "سجاد تابش" است، نمایشنامه این اثر که در بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی لوح تقدیر بهترین متن را از آن خود کرده است حالا تا نیمه شهریور ماه با بازی "فرشته صدرعرفایی" و "سارا محمدی" هر شب ساعت 19:30 به روی صحنه می رود. یک شب در سالنی که نیمی از آن خالی از تماشاگر بود به تماشای این نمایش نشستیم که روایتی ست از ماجرای پیش آمده میان دانشجوی ترم هفت مامایی و حراست خوابگاه، پس از آن با کارگردان این تئاتر، "سجاد تابش" گفت و گو کردیم و شنونده دغدغه ها و تجربه های کاری او بودیم. تابش می گوید برای اینکه از نقش های کوتاه سینما فاصله بگیرد مدتی ست کاری قبول نمی کند و پس از اتمام اجرای این تئاتر، به دنبال تهیه کننده و سرمایه گذاری خواهد بود تا نمایش "گولاگ" که سال گذشته تا پای اجرا رفت اما به دلیل شرایط بد اقتصادی موفق به اجرا نشد را به روی صحنه ببرد.

فرزانه شهریاری- اقتصاد هنر آنلاین: نمایش "در اتاق باد می وزد" قصه ای واقع گرا دارد که بازگو کننده مسائل انسانی همچون خشم و تصمیم گیری ست که در آن با رخ دادن یک اتفاق و مواجه آدم ها با آن روبه رو می شویم، قصه راجع به دانشجوی ترم هفت رشته مامائی ست که برای کمک به دوستش و رهایی او از ناتوانی نگه داری بچه در شرایطی که هنوز برای او مهیا نیست تصمیم می گیرد جنین او را سقط کند و پس از آن با زنده بودن جنین و شماتت های حراست خوابگاه که "فرشته صدر عرفایی" آن را نقش آفرینی کرده است و دیگر چالش های پیش روی دو کاراکتر این نمایش، مواجه می شویم.

"سجاد تابش" کارگردان این نمایش که نزدیک به ده سال است در عرصه هنرهای نمایشی مشغول به فعالیت است  از کودکی و از سن یازده سالگی تئاتر را با بازی در نمایش های مدرسه آغاز کرده است و به گفته‌ی خودش چندین جایزه نیز از آن دوره به یادگار دارد، او در شانزده سالگی به دلایل خانوادگی از تئاتر فاصله می گیرد و در دانشگاه نیز با رتبه 471 رشته متالوژی را انتخاب می کند اما در ترم دو از آن رشته انصراف می دهد. و بعد  مهارت‌های بازیگری را در موسسه کارنامه فرا می گیرد. او پیش از این در نقش های کوتاه فیلم هایی چون "عصبانی نیستم،لانتوری، من دیگو مارادونا نیستم و هجوم" و ... بازی کرده  است. و در تئاتر نیز  نقش آفرینی در نمایش هایی هم چون "جشن بی خودی، خروج اضطراری، و چند داستان دیگر، شب دشنه‌های بلند، رویای یک شب نیمه تابستان، احساس آبی مرگ، ایران استرالیا و... نقش آفرینی کرده است

تابش دلش می خواهد با کارگردانانی هم چون "اصغر فرهادی" کار کند و می گوید فکر می کنم در این سن خیلی خوب جنس کارهای ایشان را بلدم و فکر نمی کنم بازیگری باشد که دلش این را نخواهد.


تابش در مورد تجربه های کاری اش در سینما عنوان کرد:

مدتی که داشتم سینما کار می کردم، اصولا هم همه‌ی نقش هایی که بازی کردم کوچک بود و هم اتفاقات کمی برایم رقم می خورد، از یک جایی به بعد این احساس را داشتم که به عنوان بازیگری که تنها یک و یا دو سکانس بازی می کند در حال جا افتادنم، بنابراین جلوی این اتفاق را گرفتم و دیگر این نقش ها را قبول نکردم، و خوب پیشنهادات قابل قبول از کارگردانان خیلی خوبی داشتم که به همین دلیل که عنوان کردم برایم پذیرفتنی نبود. و خواستم کمی صبر بکنم تا اتفاق بهتری برایم بیفتد. در تئاتر هم ماجرا همین بود و من پشت هم کار می کردم و خوب اوضاع اقتصادی تئاتر خیلی بد است و عملا تئاترها با تعداد اندکی از تماشاگر به روی صحنه می رود و خوب بازی در تئاتر هم برای من نه بازخورد مالی داشت و نه برایم اتفاق ویژه ای بود. مگر اندک کارهایی که من جزو آن‌ها نبودم ویک جایی مانده بودم و هنوز هم ماندم، یک جایی که آدم ها برای انتخاب گزینه های بهتری از من دارند و بخاطر شرایط اقتصادی با آن ها کار می کنند و یک سری افراد که دانشجو هستند نیز به من پیشنهاد کار نمی دهند چون خیال می کنند من قبول نمی کنم. بنابراین دو عده آدم با من کار نمی کنند... و مجبور شدم که با آدم‌های کم تری کار کنم و این کمی مرا به کم کاری کشاند ولی خوب تمام دلیلش این نبود و یک دلیلش این بود که کارها برای من تکراری بود و یا اینکه من چیز جدیدتری در آن کشف نمی کردم.

و گفت: ژانر کمدی را خوب می شناسم و تجربه های خوبی هم در آن کسب کردم اما پیشنهاداتم در این ژانر آن گونه نبود که دلم بخواهد و به طور کل سلیقه ام بازی در نقش های جدی ست اما اگر کمدی خوبی بهم پیشنهاد شود استقبال می کنم چون آدم طنازی هم هستم.

این هنرمند از تجربه اولین کارگردانی اش به اقتصاد هنر آنلاین گفت:

این نمایش اولین تجربه کارگردانی من است اما سال گذشته هم قرار بود نمایش "گولاگ"  که برگفته از نمایشنامه "کالیگولا" ست را با هجده بازیگر را در تماشاخانه "پالیز" به روی صحنه ببرم اما سالن بخاطر شرایط بد اقتصادی پلمپ شد، تهیه کننده کارم جا زد و من هم سرمایه شخصی نداشتم و کار نتوانست اجرا شود. و به شخصه از جیب خودم چیزی حدود سی چهل میلیون تومان متضرر شدم. خاطرم هست برای درخواست کمک هزینه به مرکز هنرهای نمایشی رفتم و چیزی که به من گفتند این بود که پس از اجرای کارت 15-10 میلیون تومان بودجه به کارت تعلق می گیرد، با این که این مبلغ حتا تامین هزینه های اجاره پلاتو ما هم نمی شد. و حتا به صرافت این هم افتادم که برای سرپا ماندن این کار وام بگیرم اما خوب ضامنی هم نداشتم و خیلی شرایط بدی را گذراندم و دوره ای افسرده شدم و چیزی حدود شش ماه (از لغو اجراهایم تا پایان زمستان) کسی از من خبر نداشت. پس از عید از جانب "سپهر زمانی" برای نمایش "عزازیل" پیشنهاد بازی داشتم و وقتی متن را خواندم و صحبت راجع به دستمزد شد گفتم هیچ مبلغی نمی خواهم و تنها دلم می خواهد کار کنم چون حالم خوب نیست. و پس از بازی در آن کار  متنی به نام "کنترباس" را کارگرادنی کردم؛  و در این حین مدام در ذهن داشتم که مجدد نمایش "گولاگ" را کار بکنم...

"سجاد تابش" در ادامه به چالش‌های کارگردانی اش و هزینه های کار اشاره کرد:

نمایش "در اتاق باد می وزد" را دو سال پیش "امیر نجفی" برام نوشته بود و بعد چون این متن برایش خیلی متن ویژه ای بود تصمیم گرفت که این کار را در جشنواره دانشجویی اجرا ببرد و اجرا بردن این نمایش توسط من مدتی به تعویق افتاد تا چند ماه پیش که خواستم این نمایش را کار کنم.

این سالن را با شبی 1میلیون 500 هزار تومان اجاره کردم، و به هر حال بازیگر دیگر عوامل، دکور و دیگر موارد همگی دستمزد و هزینه های خودش را دارد، و متاسفانه شرایط طوری ست که روز اول برآورد قیمتمان از هزینه ها یک چیز است اما در نهایت با چیزی متفاوت از آن مبلغ اولیه در فاکتور مواجه می شویم.

من نمی توانم به تهیه کننده کارم سخت بگیرم چون ایشان در ابتدا کار را با یک برآورد قیمتی در نظر گرفته است و در انتها با هزینه بیشتری مواجه می شود و مجبور است این هزینه ها را از جای دیگر کار کم کند تا پروژه سرپا بماند. و خوب بعد می بینیم که با برگشت مالی روبه رو نمی شویم.

کارگردان  "در اتاق باد می وزد" از میزان استقبال مخاطبان این نمایش گفت:

پیش از شروع اجراهایم در مصاحبه ای در مورد پیش بینی ام برای استقبال مخاب از کار، گفته بودم نمی دانم اما امیدوارم و انتظارم این است که سالن پر شود اما هر دلیلی می تواند داشته باشد که این اتفاق نیفتد و خوب همین هم شد و در طول این اجرا بعضی شب ها 50-60 نفر مخاطب داشتم و بعضی شب ها حتا با چهار نفر تماشاگر هم اجرا رفته ایم.

او در آخر  نیز از چرایی انتخاب "فرشته صدرعرفایی" برای بازی در این کار، عنوان کرد:

تعارف نداریم بخشی از دلیل انتخاب خانم صدرعرفایی برای این نقش سخت، چهره بودن ایشان بود اما جدا از آن، این کاراکتر چه در جنسیت مرد و زن  خیلی کم و به تعداد انگشتان یک دست است. و البته گزینه هایی هم بودند که سال هاست در حال کار کردن اند اما خودشان اذعان دارند که اتفاقی برایشان نیفتاده است. اما اگر ده سال پیش بود می توانستیم از بازیگری که اصلا شناخته شده نیست هم استاده کنیم اما آن زمان کلا 5-6 سالن تئاتر وجود داشت و قیمت بلیت خیلی پایین تر از این چیزی ست که حالا شاهدش هستیم.

 

این هنرمند راجع به فعالیت در مدیوم تلویزیون و برنامههای  پیش رویش گفت:


تلویزیون نمی بینم و بنابراین دلیلی هم برای حضور در آن نمی بینم. هنوز پروژه" گولاگ" روی دلم مانده است و اولین کاری پس از نمایش باید انجام دهم پیدا کردن تهیه کننده و سرمایه گذار برای شروع این نمایش است می خواهم این اتفاق امسال بیفتند اما ندیدم آدمی را که بخواهد در ایران کاری را طبق برنامه انجام دهد و بتواند.

و در آخر "سجاد تابش" عنوان کرد:

یک اتفاق بدی که در حال رخ دادن است این است که هر کسی که شروع به کار می کند شروع به غر زدن هم می کند من هم نمی خواهم آن آدم باشم و حالا که خودم هم وارد گود شده ام قصد ندارم چیزی بگویم اما واقعا تکرار این حرف که ما را نمی شوند بی فایده است.

 

  • _MG_4077
  • _MG_4082
  • _MG_4097
  • _MG_4105
  • _MG_4108
  • _MG_4110
  • _MG_4115
ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها