{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

صالح تسبیحی در نشستِ تخصصی اقتصاد هنر ایران مطرح کرد

کدخبر : 180

هنگامی که با اهالی هنر(چه مخاطبان و چه تولید کنندگان آثار هنری) به گفت و گو می نشینیم واضح می شود که در فضای هنرِ معاصر ایران تعریف دقیقی از اقتصاد هنر وجود ندارد. این کاستی در محیطِ فکری اقتصاد دانان و سرمایه گذاران نیز به چشم می خورد.در تعریف های متناقض موجود؛ کژتابی ها و ناقص خوانی هایی هم وجود دارد. مثلا اقتصاد هنر مدام به "خرید و فروش" یا "دستمزد" تقلیل داده می شود. از این روست که هنر هنوز دچارِ گرفتاری های اقتصادیِ بنیادین است و بسیاری از سرمایه گذاران سرمایه گذاری در هنر را نا امن و قدم گذاشتن در زمینی ناشناخته تلقی می کنند.

ضرورتِ کارِ رسانه ای وقتی بیشتر احساس می شود که پرسش گرانه به موضوعات توجه کند.

مرجعِ قانونیِ ردو بدل های مالی کجاست؟ حقوقِ مادی و معنوی هنرمندان چگونه و با چه ساز و کاری پیش می رود و رعایت می شود؟ اقتصاد هنر یعنی شناسایی اصل یک اثر از کپیِ آن. بررسیِ  اقتصاد هنر یعنی پیگیری تعهداتِ دولت درقِبالِ دانشجویان و جشنواره هایِ مردم نهاد. کارِ رسانه ای در اقتصاد هنر یعنی شفاف سازیِ منابعِ مالیِ وارد شونده به هنر. اقتصاد هنر به معنایِ حُسنِ تفاهم و جلبِ اعتماد سرمایه گذارانِ سالم در هنر هم هست. وقتی می گوییم"مرجعِ کسب و کار هنر" بیش از هر تبادل مالی، شکلِ عملکردِ نهادهای صنفی و تعاملِ دولت با انجمن ها مورد نظر است. تاثیر متقابلِ نوسان ارزی بر بازارِ هنر چگونه است؟ جایگاهِ هنرمندان ایرانی اعم از سینماگران، اهالی تئاتر و هنرهای تجسمی در اقتصادِ جهانیِ هنر کجاست؟ و از همه مهمتر، در تقسیم سرمایه، هنر و هنرمندانِ شهرستانی چقدر منتفع می شوند و سهمِ شهرستان ها در هنر معاصر ایران چقدر است؟

تمام این سر فصل ها در تاریخِ مطبوعاتِ ایران مغفول مانده و به نظر می رسد در گشایش این گِرِه ها، و عبور از این راهِ مه آلود لازم باشد تمامیِ اهل هنر و علاقمندانِ اقتصاد هنر همراه شوند و گفت و گویی بر پایه‌ی اطلاعاتِ دقیق، شفاف، و محترمانه شکل بگیرد.

 

831A4491

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها