{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

مهیار بهرام اصل، نقاش در انتقاد از رویکرد تهمینه میلانی در هنر، به اقتصاد هنر آنلاین می گوید:

کدخبر : 148

مهیار بهرام اصل هنرمندِ جوانی ست که در راستای اتفاقاتِ پیشامده در نمایشگاهِ نخستِ نقاشی های خانم تهمینه میلانی مورد شکایت ایشان قرار گرفته و به دادگاه احضار شده. آقای بهرام اصل یک هنرمندِ جدی و صاحب فکر است که امسال در گروهِ برگزار کنندگانِ جشنواره‌ی دانشجویی "ژکال" هم حضور داشته و نظرات منتقدانه ای به روشِ ورود هنرمندانِ رشته های دیگر به هنرهای تجسمی دارد

 

اقتصاد هنر آنلاین- فرزانه شهریاری؛ دادگاهِ آقای بهرام اصل و خانم میلانی چهارشنبه 25 اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد. پیش تر هم در این باره یادداشتی در "اقتصاد هنر آنلاین" منتشر شده بود. از آنجایی اقتصاد هنر آنلاین وظیفه‌ رسانه ای خود می داند که مناقشاتِ صنفیِ هنر را شفاف سازی کند با آقای بهرام اصل گفتگو کرده است.

m

پایه و اساس شکایت خانم تهمینه میلانی از شما چیست؟ ماجرای این شکایت را برای ما توضیح دهید.

شکایتی که خانم میلانی از من دارند را نمی شود در قالبی گنجاند. بحث گالری، نمایشگاه و انتقاد به کپی بودن آثار ایشان یک موضوع است. اما موضوع و علت شکایت ایشان از من چیست؟ برهم زدن نظم عمومی، توهین، هتاکی و خیلی عنوان‌های دیگر...اما من هیچ کدام از این اتهامات را قبول ندارم، و خوشبختانه فیلم آن روز، که به صورت لایو(زنده) برای اینستاگرام گرفته ام، موجود است. و هیچ مدرکی مبنی بر اینکه من قصد به هم ریختن جو را داشتم موجود نیست. وقتی با ایشان صحبت می کردم ایشان را شما خطاب می کردم، اما ایشان به هر دلیلی تصمیم داشتند این ماجرا را به این شکل بازتاب دهند. حتا یکی از خبرگزاری ها مطلبی چاپ کرده اند مبنی بر این که دانشجویان و عده ای گفته اند، "گالری و کارهایمان را آتش می زنیم" که البته جای تعجب وجود دارد و خودشان تکلیفشان مشخص نیست که من و یا عده ای گفته ایم گالری را آتش می زنیم و یا اینکه کارهای خودمان را آتش می زنیم؟

هیچ سندی دال بر اینکه من تخلفی انجام داده ام، وجود ندارد. در این باره از من شکایت کردند و سه شاهدی که من در تمام عمرم آن ها را ندیده ام را به دادگاه آوردند. جالب این جاست که این سه شاهد مرا با اسم می شناختند، و در متن شهادتشان نوشته اند که آقای مهیار بهرام اصل به گالری آمده  و... چطور همچین چیزی امکان دارد که آن سه نفرمرا از پیش با اسم و فامیل بشناسند؟ و من تمام اسنادم را به دادگاه بردم و از شاهدها، مدیر و کارمندان گالری خواستم که بیایند و شهادت دهند که آن روز چه اتفاقی افتاده است. یکی از شاهدان گفته بود در روزهای پنجشنبه و جمعه و دیگری گفته صبح روز جمعه جلوی در تجمع کرده بودم و یکی هم گفته من به او (شاهد) گفتم که این جا را آتش می زنم و این شهادت ها بسیار ضد و نقیض بود. روز جمعه افتتاحیه نمایشگاه بوده و من بعدتر متوجه شدم که روز پنج شنبه یک افتتاحیه خصوصی برای هنرمندان برگزار شده بوده است. و من وقتی برای بار اول آن را خواندم خیلی تعجب کردم و برایم عجیب بود که چرا قاضی مرا احضار کرده است. هر فردی که کاری را انجام داده باشد وقتی حتا چندین بارهم از او راجع به آن کار بپرسند، یک پاسخ می دهد اما وقتی قرار باشد دروغ بگوید، مادام این جملات ضد و نقیض می شود. و در حال حاضر من به دلیل اتهام به تهدید و این که گفته ام گالری را آتش می زنم باید به دادگاه بروم. خود گالری طبق بیانیه ای مبنی برا این که آثار خانم میلانی کپی ست و ما اشتباه کردیم، این نمایشگاه را متوقف کردند و مدیر گالری نیز اخراج شد. و از دانشجویان و جامعه تجسمی عذرخواهی کرد. خیلی جالب است که خانم میلانی گفته اند گالری بخاطر تهدید شدن به آتش سوزی، نمایشگاه را متوقف کرده است.

در حالی که حرف ما فقط نقد بود و چیز بیشتری نبود. نقدی که از سمت خیلی ها به خانم میلانی وارد شده این است که زمانی که فردی نقاشی می کند و مجموعه ای پدید می آورد، یک رویکرد وهدفی دارد، و آن فرد ممکن است 50 کار تولید کند که از میان آن ها 30 اثر را در نمایشگاه به نمایش بگذارد، نمی شود، فردی که تازه شروع به فعالیت می کند، 40 کار تولید کند و هر 40 تا را در نمایشگاه بگذارد... ایشان سال گذشته قبل از دادگاه اول، مرا  برای مصالحه  به دفترشان دعوت کردند، آن جا من هیچ نقاشی ای از ایشان مثلا به دیوار ندیدم، به جز یکی از کارهای نمایشگاه که روی سه پایه بوم، که کنارش هم رنگ چیده شده بود. از خودم پرسیدم این کار که تمام شده، پس چرا روی سه پایه است؟ و حتا یک بوم اضافه آن جا نبود. کلا یک سه پایه و چند پالت رنگ به شکلی کاملا تزیینی، آن جا چیده شده بود. و همه چیز آنقدر نو و دست نخورده بود، که بیشتر شبیه به لوازم التحریری بود. و ایشان در پاسخ به یکی از کاربران اینستاگرام که گفته بود "از فرایند تکمیل یک اثر نقاشی فیلم بگیرید تا ببینیم خودتان نقاشی می کنید یا خیر"، گفته بودند "به علت اینکه بی حجاب کار می کنم نمی توانم فیلم بگیرم"!

در مورد جزییات جلسه مصالحه ونتیجه آن بگویید.

فکر می کنم بهمن ماه سال 1397، پیش از تشکیل دادگاه اولم بود، من در دعوت مصالحه آن ها، گفتم من کاری نکرده ام و شخصی که با من تماس گرفت گفت ما طرف تو هستیم و این را می دانیم، می خواهیم کار به دادگاه کشیده نشود. من هم در جواب گفتم، منم هیچگاه به دادگاه نرفته ام و دوست هم ندارم بروم. قرار گذاشتیم. و بعد متوجه شدم کسی که مرا به آن جا برده است، شوهر همان خانمی ست که مدیر گالری بوده و اخراج شده. آن روز، آن خانم به همراه همسرش (شخصی که مرا دعوت کرده بود)، خانم میلانی و همسرشان حضور داشتند، و در انتهای گفت و گویی که با هم داشتیم، از من خواستند که در ویدئویی بگویم اشتباه کردم و من گفتم این کار را نمی کنم. و این جا به این نتیجه رسیدیم که ایشان از جامعه تجسمی عذر خواهی کنند. من هم گفتم من وظیفه انسانی ام است که اگر ویدئوی من باعث ناراحتی شما شده است، بابتش عذر خواهی می کنم... و بگویم این اتفاق در یک جای متمدنانه حل شده نه در دادگاه. ولی این نوع عذرخواهی و جملات، بنظرشان به ضررشان تمام می شد، و اینکه من گفتم جای متمدنانه، برایشان این طور بود که یعنی ما کار غیر متمدنانه ای کردیم که کار را به دادگاه کشاندیم. به همین خاطر مدتی بعد برای من متنی بلند فرستادند که طبق آن متن در ویدئو بگویم: "ما دانشجویان فریب خورده تجسمی در آن روز به گالری رفتیم و...همه این ها اشتباه و دروغ رسانه ای است و یک سری از این جریان سوء استفاده کردند" و حرف های دیگر، که بیشتر شبیه به این بود که انگار می خواهند از یک خلافکار اعتراف بگیرند. و من پس از اینکه این متن را دیدم گفتم بهتر است برویم دادگاه.  به من گفته بودند دادگاه را تعلیق می کنیم تا برای مصالحه فکر کنی، و من خیالم راحت بود. اما وقتی که به آن ها گفتم که بهتر است برویم دادگاه، و هفته بعدش رفتم، متوجه شدم هیچ اقدامی برای تعلیق دادگاه نکرده بودند و من باید به خاطر دیر رفتن به دادگاه باید بازداشت می شدم و یکی از دوستان فیش حقوقی اش را برای ضمانت، وثیقه گذاشت. و خیلی برنامه ریزی شده می خواستند من در آن فیلم اعتراف کنم و در دادگاه همان برایشان سندی باشد.

آیا در این مدت تماس مجددی با شما نداشتند؟

در حال حاضر برای آرامش روح و روانم خیلی چیزها را نمی بینم و پیگیر نیستم. اما، آن زمان آن‌ها دو تکه از یک فیلم را به هم چسباندند تا مرا مجرم جلوه دهند. در صورتی که فیلم دقایق اول نمایشگاه را که خیلی محترمانه از ایشان سوال می کردم را نشان نمی دهند. هیچ وقت تا به حال مرا از هیچ گالری بیرون نکرده اند. همیشه در برخورد با بزرگان و اساتید این رشته، اگر سوالی بوده، پرسیده شده و آن ها هم خیلی محترمانه پاسخ داده اند و حتا اگر وقت هم نداشته باشند، می گویند عذرخواهی می کنم امروز سرم شلوغ است... و من  فکر می کنم این روش صحیح است. چرا در فضایی که ما همیشه در آن رفت و آمد داریم و کار می کنیم باید چنین برخوردی با ما شود، من فکر می کنم خانم میلانی از یک جمله ای که من در جواب حرف بدِ ایشان گفتم به این قضیه شاخ و برگ دادند و موضوع را  به نفع خودشان کردند، و آن جمله این بود"گالری حیاط خلوت سینما نیست". که بر اساس این جمله گفتند که ما می گوییم سینماگر نباید به حیطه هنرهای تجسمی ورود کند، اما این جمله مشخص است و من نگفته ام که گالری جای سینماگر نیست، منظور من کاملا از جمله ام پیداست. و چندتن از هنرمندان سینما بابت این جمله من هر روز پست می گذاشتند و این جمله را نقد می کردند. و من احساس می کنم در این جریان خیلی ها احساس اینکه خودشان بهترینند و دیگران هیچ نمی دانند را داشتند.

یعنی شما تمام اتهامات وارد شده به خودتان را رد می کنید؟

من فکر می کنم خانم میلانی برای این که خودشان را تبرئه کنند از من شکایت کردند، من تنها یک دانشجو هستم، و چه کسی از من بهتر! حتا اگر من واقعا این تخلفات را انجام داده بودم و سندی هم علیه من بود و این اتهامات اثبات می شد، باز هم من فکر می کنم ارتباطی به کپی کاری های ایشان پیدا نمی کند و این تخلفشان پنهان و کمرنگ نمی شود. و ایشان تنها دلشان می خواهد که بگویند من برنده این ماجرا هستم. و بگوید دیدید همه چیز دروغ بود و از این طریق افکار عمومی را به خود جذب کند.

فکر می کنید نتیجه دادگاه چه خواهد شد؟

من منتظرم به دادگاه بروم و ببینم چطور ممکن است به همین راحتی بدون هیچ سند و مدرک درست و محکمه پسندی، از یک آدم شکایت کنند.

جواب دادگاه سال پیش چه بود؟

جواب دادگاه سال پیش تایید حرف های ایشان بود و افشین پرورش تبرئه شد. در بین شهادت هایی که علیه من داده شد، یکی گفته بود من از یک فردی دستور گرفته ام، شاهد چطور همچین چیزی را با چشم خودش دیده است و این چه شهادتی ست؟  بدون اینکه از من چیزی بخواهند پرونده را به مرحله بالاتری (یازپرس) فرستادند، و پرونده به علت هایی که نمی دانم به دادگاه دیگر رفت.

در صورت اینکه فکر می کنم  این پرونده باید به دادگاه فرهنگ و رسانه می رفت. خانم میلانی درمورد یک موضوع سه بار از من شکایت کرده اند. ایشان به من گفتند من تو را به زندان می اندازم، و این خنده دار است، آخر بابت چی؟ بابت اینکه من از ایشان راجع به رویکردشان از خلق یک اثر پرسیده ام و و گفته اند در استیتمنت نوشته ام، و من هم گفته ام این بیانیه نیست، بیوگرافی ست و این دو با هم تفاوت می کند. این ها توهین تلقی می شود؟ و دلیلی می شود برای شکایت از من. و در حال حاضر منتظرم ببینم نتیجه دادگاه می شود و امیدوارم عدالت واقعا رعایت شود. ایشان در نمایشگاه دومی بحث فروش آثار نداشتند و فقط می خواستند قدرتشان را نمایش دهند و با بادیگار نمایشگاه را برگزار کردند، و این جا گالری دار تنها بخاطر پولِ این اشخاص، اجازه معتبر شدن آن‌ها را، در عرصه تجسمی می دهد. و چون ایشان شخصیت مطرحی هستند می توانند بادیگارد داشته باشند ولی واقعا قابل قبول نیست که این رفتار در یک محیط فرهنگی و هنری انجام شود.

من به هیچ عنوان به نمایشگاه دوم این خانم نرفته ام، شاید باور نکنید من یک بار اتفاقی، برای کپی صفحه ای به دادگاه رفتم، و خانم میلانی برای شکایت سومشان آمده بودند، و خانم ها و آقایانی که همراه ایشان بوند، و فکر می کنم آن ها شاهدهای دروغی ماجرا بودند، و انگار می خواستند فرار کنند و مرا نبینند چون می دانستند دارند دروغ می گویند و روی دیدن مرا نداشتند. من تنها امیدوارم قانون رعایت شود.

راجع به افرادی که معتقدند آثارشان توسط خانم میلانی کپی شده است، و اقدامات آن ها برای احقاق حقشان بگویید.

در ایران خیلی اتفاق می افتد که آثار هنری مثل نقاشی و فیلم کپی می شود. اما به علت شرایط سیاسی و سیستم قضایی ایران، هنرمندان خارجی، ترجیح می دهند، پیگیر این موضوع نباشند و شکایت قضایی نکنند، و تنها از طریق شبکه های اجتماعی و همراه ساختن افکار عمومی اعتراضشان را به گوش مردم برسانند. دیدی که آن ها از ما دارند شبیه نگاه به یک سازمان تروریستی ست و می توانم و این طور بنظر می رسد که انگار نگاه خوبی به ما ندارند. و این ترس حتا باعث نمی شود که از طریق یک وکیل در ایران پیگیر ماجرایشان شود.

هادی مظفری(مدیر کل هنرهای تجسمی وزارت ارشاد) و انجمن نقاشان خودشان می دانند که آثار خانم میلانی کپی بوده است، اما می گویند این موضوع اینقدر ارزش ندارد که پیگیرش باشیم. اما ما در درجه اول انسان هستیم. هر آدمی چه مخالف و چه موافق راجع به این موضوع اظهار نظر کرد، تنها از دیدگاه هنرهای تجسمی موضوع را بررسی کردند، و هیچ کس به عنوان یک انسان نگفت که اگر کلاهبرداری شده، هیچ فرقی ندارد که فلان سازمان پول مردم را خورده و یا در نمایشگاهی که در اصالت آثار ارائه شده اش هم شک و تردید هست، یک میلیارد تومان فروش داشته است. اتفاقا این موضوع خیلی ارزش دارد به این خاطر که بسیار پررنگ شده  و عموم مردم آن را می بینند و وقتی مردم این بی عدالتی و بی قانونی را می بینند فکر می کنند این یک روال است. و با گفتن اینکه این موضوع ارزشی ندارد از کنارش رد می شوند. اگر قانونی وجود دارد، رعایت کردن آن برای همه ماست. در جشنواره دانشجویی ژکال، چندین کار رد شد و ما اجازه نداشتیم آن ها را در نمایشگاه بیاوریم، و اگر این اتفاق می افتاد به گالری اخطار می دانند و برای همه ما مشکل ایجاد می شد. ارشاد با وجود اینکه می دانست کارهای بدون مجوز این خانم در نمایشگاه به روی دیوار رفته است، تنها پس از آنکه مردم اعتراض کردند، برای این تخلف، نامه کتبی داده است. اما به من دانشجو، که در کشور خودم هستم و همه چیزم مشخص است، تا به حال چندین بار آن هم خیلی راحت، تهمت زده شده. از جاسوس امریکایی و حقوق بگیر افشین پرورش گرفته  تا به جناح های تند رو داخلی و برادران ارزشی برسد. و تنها بابت این که به خانم میلانی گفته ام کارهایتان خوب نیست به من این همه تهمت به من زده شده.

*

در صحبت هایتان به جشنواره دانشجویی ژکال که در فروردین ماه امسال دوره چهارم خود را برگزار کرد، اشاره کردید. شما از برگزارکنندگان این جشنواره هستید، استقبال از دوره چهارم چگونه بود؟ و برنامه های آتی جشنواره چیست؟

من از دورانی که در مقطع کارشناسی دانشجو بودم، در جریانات اتفاقات ژکال بوده ام و خوشبختانه در دوره چهارم، به این جشنواره اعتماد شد، همه برگزارکنندگان این جشنواره، دانشجو هستند و این جشنواره وابسته به هیچ ارگان، نهاد و یا شخص مسئولی در دانشگاه نیست، البته که از سمتشان حمایت و کمک می شویم. اعتماد خیلی سخت بود ولی اعتماد شد، اولین نشست ما، نشست "علی اکبر صادقی" بود که لطف کردند و آمدند و برای دومین بار به صورت رسمی انیمیشن هایشان را نمایش دادند، و خیلی استقبال شد  و نزدیک به 300 نفر برای این نشست در سالن حضور داشتند، و از لحاظ کار فرستادن هم می توانم بگویم حداقل دو برابر دوره‌های پیش کار ارسال شد و تقریبا تمام شهرها و دانشگاه های کشور شرکت داشتند. در بحث‌های علمی و پژوهشی این دوره نیز سعی کردیم دقت و وسواس بیشتری را داشته باشیم، یک پروپوزال یا در واقع بخاطر لحن انتقادی آن می توانم بگویم یک مانیفستی داشتیم که طبق آن سیستم، تمام نشست ها چیده شد. و هیچ چیزی خارج از سیستم پروپوزال نبود. و یک هدفمندی داشتیم.  در آینده ای نزدیک هم قصد داریم مجموعه مقالات و آثار جشنواره را به جهت دسترسی دانشجویان  در قالب یک کتاب به چاپ برسانیم. امسال خیلی خیلی استقبال بیشتری نسبت به سال های پیش داشتیم.

آیا آثار امسال فروش هم داشت؟

سال گذشته، 3 کار و امسال 30 اثر فروختیم و بنظرم رشد خوبی داشته است. و برای خیلی از مجموعه داران، خودم شخصا دعوتنامه بردم چون بنظرم خیلی اهمیت دارد، و خیلی ها را هم پست کردیم. برای من فروش آثار آنقدر حائظ اهمیت نیست که اعتباری که یک جشنواره می تواند کسب کند، مهم است و وقتی اعتبار وجود نداشته باشد همان جا متوقف می شود و صدای بلند جشنواره برای ما اهمیت دارد. ما نسبت به خیلی جاها که مجبورند در جهتی خاص حرکت کنند، جهتی نداریم و اولیت ما دانشجویان و کسانی اند که می خواهند وارد بازار کار شوند. و حتا در داوری هیچ نامی از افراد شرکت کننده وجود نداشت و تنها کد صاحبان آثار و خود آثار وجود داشت.

سهم هر شهر و دانشگاه برای شرکت دراین جشنواره چه قدر بوده است آیا محدودیتی وجود دارد؟

بیشترین آثار پذیرفته شده در جشنواره مربوط به دانشگاه هنر است، اما دلیلش این است که دانشجویان این دانشگاه و یا بهتر بگویم  تعداد داوطلبان این دانشگاه به نسبت دانشگاه های دیگر بیشتر بود و کارهای بیشتری برای ژکال فرستاده بودند و این جشنواره را بیشتر می شناختند. و ما هیچ محدودیت و یا سهمیه ای را برای دانشگاه ها قائل نشدیم. و طبیعتا وقتی دانشگاهی تعداد آثار ارسالی اش زیاد است احتمال پذیرفته شدنشان نیز بالاتر می رود.

جشنواره این دوره حامی مالی و یا خدماتی داشته است؟

بله ما بیش از 12 اسپانسر داشتیم که بیشتر آن های حامی خدماتی بودند.

 

 

 

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها