{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

اقتصاد هنر آنلاین بررسی می کند

کدخبر : 280

حالا سال های سال است که مردم همه یا یکی در میان سرشان توی گوشی هاست و از دریچه‌ی تلفن های هوشمند به جهان نگاه می کنند. این نگاه کردن آنقدر عمیق و درونی شده است که دیگر این گوشی ها هستند که به آدم ها فرمان می دهند.

به گزارش اقتصاد هنر آنلاین، موازی یا کمی بعد از توسعه‌ی این پدیده‌ی فراگیر، وقتی اینترنت پر سرعت، امکاناتِ رنگارنگِ همه کاره، عکاسی، نوشتن، فیس بوک و بعد اینستاگرام و تلگرام سر بلند کردند، قهرمان هایی ظهور کردند که این امکاناتِ وسیع را هدایت کردند سمتِ جیب و در آمد. آنها از درونِ گوشی مردم را به سوی خرید یا تحریم یک کالا پیش می برند یا سبکی از زندگی را ارزش گذاری می کنند که  که عمومِ مردم را سمت و سو می دهد. عموم مردم اغلب دوست ندارند خیلی فکر کنند. و ترجیح می دهند روش های زیستن حاضر و آماده به آنها پیشنهاد شود. مثلا دوست می دارند فیلم و کتاب و کنسرت و نمایشگاه به آنها "معرفی" شود تا این که خودشان به جست و جوی و تجربه بپردازند. در این کمرگاه است که "اینفلوئنسرها" سر بر می کشند و به آنها "پیشنهاد" می کنند این فیلم را ببینند، آن تئاتر را بروند یا به نمایشگاه فلان نقاش بروند.

این گزارش درباره‌ی ساز و کارِ این پیشنهاد هاست که اکنون کاملا به شکلِ حرفه ای و با تعرفه انجام می شود و بخش بزرگی از صنعت تبلیغات را از آنِ خود کرده است.

ساز و کارِ کلیِ تبلیغاتِ کالای هنری توسط اینفلوئنسرها در فضای مجازی

کمتر از ده سال پیش هر که می خواست کالای خود اعم از تجاری یا هنری را در اینترنت تبلیغ کند خودش به سراغِ اینفلوئنسرها می رفت و در آن نابلد بازار اتفاقاتِ اشتباه هم کم نمی افتاد. هنوز هم، بارقه هایِ این انتخاب اشتباه در صاحبانِ کالا که نمی خواهند بپذیرند تبلیغات نیز حرفه است کم رخ نمی دهد. راه و رسمِ حرفه ایِ تبلیغاتِ اینترنتی اکنون توسطِ شرکت هایِ بازاریابی دیجیتال(دیجیتال مارکتینگ) ها انجام می شود. این شرکت ها اینفلوئنسرها را به سه گروهِ "میکرو، مدیوم و ماکرو" تقسیم بندی کرده اند. این تقسیم بندی بر اساس تعدادِ "فالوئرها" طبقه بندی می شوند. البته کارِ این شرکت ها لزوما تقسیم تبلیغات نیست. آنها نوع و جنس هر تبلیغ را بررسی می کنند و بر اساس سبک و لحن و گفتمان غالب بر فضای صفحه‌ی هر اینفلوئنسر تبلیغ را تقسیم می کنند.

تعرفه‌ی مورد نظربر اساسِ هر هزار نفر طرفدار( (k تقسیم بندی عددی می شود. میکرو اینفلوئنسرها بین 15 هزار تا 100 هزار نفر فالوئر دارند، مدیوم اینفلوئنسرها حدود 600 هزار نفر و ماکرو اینفلوئنسر ها در اعداد میلیونی تقسیم بندی می شوند.

تعرفه ها به دو قسمتِ "استوری" و پُست" تقسیم بندی می شوند. گفته می شود اینفلوئنسر ها در انتشار استوری آماده و سفارشی آسان گیرتر هستند و بین 50 هزار تومان تا 5 میلیون تومان(بر اساسِ تعدادِ فالوئر) دستمزدِ انتشار می گیرند. شرکت های دیجیتال مارکتینگ می گویند اینفلوئنسرها عمدتا برایِ تبلیغاتِ هنری و فرهنگی تخفیف قائل می شوند و گاهی اینفلوئنسرهای میلیونی استوری های رایگان هم منتشر می کنند. اما درباره‌‌ی انتشار پست قاعده متفاوت است.

اینفلوئنسرهای پر طرفدار هرگز پستِ حاضر و آماده منتشر نمی کنند. آنها با توجه به "تِم" صفحه شان ویدئویی می سازند و تبلیغ می کنند

همچنین گفته می شود دو سه سالی هست که بعضی پروژه های هنری بودجه ای اندک برای تبلیغاتِ مجازی در نظر گرفته اند.

هنگامی که مدیرانِ این پروژه ها به شرکت های رابط (دیجیتال مارکتینگ ها) مراجعه می کنند اغلب موفق می شوند تبلیغات خود را منسجم تر و بر اساسِ روحیه‌ی حاکم بر هر اینفلوئنسر تنظیم کنند.

Screenshot_۲۰۱۹۰۱۰۲-۰۹۱۱۲۵_Instagram

تبلیغاتِ مجازی برای کالای هنری در حال حاضر(تابستان 98) عمدتا معطوف به اجراهای زنده است. یعنی تهیه کنندگان تئاتر و موسیقی و گاهی سینما بیشتر تمایل دارند که برنامه هایشان در صفحاتِ اینفلوئنسرها تبلیغ شود. در این گزارش تعاملاتِ مورد نظر بنا بر رشته‌ی هنری بررسی شده است:

نقش اینفلوئنسرها در تبلیغات سینمایی

در بحث تبلیغات برای فیلم‌ها و سریال‌ها در فضای مجازی کمتر دیده شده که این کار به افرادی که صرفا اینفلوئنسر هستند سپرده شود. بازیگران به‌عنوان افرادی با دنبال کنندگان زیاد و در بسیاری مواقع محبوبیت و اعتبار بالا بهترین افراد برای تبلیغ فیلم‌ها در فضای مجازی هستند. چه کسی بهتر از یک بازیگر یا کارگردان می‌تواند مردم را مجاب و تشویق به دیدن فیلم یا سریالی کند؟

شنیده‌ها حاکی از آن است امروزه در قراردادهایی که با بازیگران قبل از شروع فیلم برداری بسته می‌شود، شروطی درباره‌ی نحوه تبلیغات در صفحه‌های آن‌ها گذاشته می‌شود. اینکه وجود بندهایی در قرارداد، مربوط به تبلیغات فیلم باعث افزایش دستمزد بازیگران می‌شود یا نه مشخص نیست. اما چیزی که مشخص است این است که تبلیغات بازیگران در پیج‌هایشان می‌تواند تاثیر زیادی در فروش فیلم‌ها و سریال‌ها داشته باشد. حال تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذران از اهمیت آن آگاه شده‌اند و سعی بر استفاده‌ی حداکثری از حضور سلبریتی‌هایی که در فضای مجازی هم تاثیرگذار هستند در فیلم‌هایشان دارند.

تبلیغات برای فیلم‌ها و سریال‌ها در شبکه‌های اجتماعی گسترده شده و تیم‌های تبلیغاتی بزرگی پشت برنامه‌های آن‌ها هستند. ساخت ویدئو کلیپ با صدای خواننده‌های محبوب، دعوت بازیگران اصلی فیلم از مردم برای تماشای فیلم و گذاشتن شمارش معکوس تا روز اکران برای فیلم‌ها از مجموعه کارهایی است که در تبلیغات مرسوم شده. اما شاید تاثیرگذارترین‌ حرکت گذاشتن اکران‌های مردمی برای فیلم‌ها و یا جشن‌رونمایی از سریال‌ها باشد. این اکران‌های مردمی  با اتکا به حضور افراد معروف همواره توانسته‌اند باعث پر شدن سالن‌ها در آن سانس‌ها بشوند و معمولا در کشاندن مخاطب به سینماها موفق بوده‌اند.

نقش اینفلوئنسرها در تبلیغات نمایشگاه های هنرهای تجسمی

در هنگام تولید یک اثر چند مرحله پیش روی افراد قرار می‌گیرد. مراحل مطالعه و پیش تولید اثر، مرحله تولید اثر و مرحله ارائه اثر. مرحله ارائه اثر در دنیای امروز شاید مهم ترین مرحله باشد. این مرحله است که شکل نهایی را نمایان می‌کند. به نظر می رسد بعضی از هنرمندانِ آماتور متوجه شده اند که اگر فقط در این مرحله قوی برخورد کنیم، مخاطب چندان توجهی به محتوا و پیشینه‌ی اثر نداشته باشد.  

این است که در هنرهای تجسمی با پدیده ای کمی متفاوت نسبت به هنرهای دیگر روبروییم: اینفلوئنسرهایی که خودشان خالق اثر هنری هستند و نه تبلیغاتچیِ دیگران.

هنرهای تجسمی پیش نیازهایِ هنرهای دیگر را نیاز ندارند و با رشد تکنولوژی دیجیتال، هر کس دوربینِ عکاسی خرید امکان می یابد که خود را "عکاس آزاد"( فریلنسر)بخواند. طراحانِ متوسط زیادی هم هستند که پیش از تکمیلِ تحصیلات پایه یا طراحی، خود را استادِ تصویرسازی می نامند و از آن جایی که اینستاگرام طوری طراحی شده است که رنگ و حس و حال تصویرمخاطب جذب می کند، تصویرسازانِ نیم بندِ زیادی موفق به جذب مخاطب فراوان و "حرفه ای نمایی" شده اند.

این اینفلوئنسرها در مرحله "ارائه" قوی تر از یک فرد معمولی یا هنرمند نقاش یا عکاس عمل می‌کنند. هر فرد شاغل یا دانشجو و محصل نزدیک به هشت ساعت از روز را برای شغل‌اش صرف می‌کند. تولید محتوا در فضای مجازی،  شغل بعضی از افراد است و برای یک فرد معمولی با علاقه مندی و شغلی دیگر امکان صرف چنین زمانی وجود ندارد. شرکت های دیجیتال مارکتینگ نیز هنوز برایِ تبلیغاتِ هنرهای تجسمی و گالری ها برنامه ای ندارند. در نتیجه باید منتظر بود و دید آیا تاثیر و تاثرِ اینفلوئنسرها در این رشته نیز مانند سینما و موسیقی و تئاتر حرفه ای تر خواهد شد یا در مرحله‌ی ساختنِ عکاس ها و تصویرسازهایِ متوسط متوقف می ماند.

نقش اینفلوئنسرها در تبلیغات موسیقی

در موسیقی، اگر چه حضور اینفولوئنسرها به عنوان تبلیغاتچی کمتر دیده می شود، اما این رشته با رشد روز افزون تکنولوژی و تجهیزات ابزار ضبط و تغییر صدا، مدعیان زیادی را در داشتن استعداد و دانش و تجربه  به خود دیده است؛ و مخاطبان و هنرجویان و حتا دوستداران این رشته را با این توهم همراه می سازد که از  این طریق بتوانند در مسیری که شاید در آن استانداردهای لازم نیز رعایت نمی شود برای ارائه خود و آثارشان بستر سازی کنند؛ و حتا به مقوله‌ی آموزش روی آورند؛ و در نهایت سطح سلیقه را پایین بکشند؛ حال آنکه موسیقی از جمله‌ی هنرهایی ست که نیازمند استمرار است و عده ای با هوشمندی اما با در نظر نگرفتن اصلی ترین معیارهای آن، به حضور خود به سمتی که می خواهند، جهت می بخشند.

نقش اینفلوئنسرها در تئاتر

تئاتر از جمله‌ی هنرها و البته سرگرمی هایی ست که چند سالی ست مخاطبان بیشتری را  به خود جذب  کرده  و امروز دیگر تماشاگران  تئاتر تنها متعلق به  قشر خاصی از جامعه نیستند؛ و دسته بندی مخاطبانش در قدمی جلوتر  و به  نوع تئاتری که به روی صحنه می رود، ارتباط پیدا می کند، و قابل بررسی ست. اما ساز و کار اقتصادی اغلب تئاترها آن گونه پیش نمی رود که گروه ها بتوانند برای نمایش و پروژه های خود تبلیغات وسیع شهری و یا تلویزیونی داشته باشند، و تبلیغات تئاتر نیز دهان به دهان و از طریق همین شبکه های اجتماعی انجام می گیرد، اما تاثیر اینفولوئنسرها بر تبلیغات تئاتر چگونه است؟ به گفته‌ی یکی از همین شرکت های رابط، تشخیص و انتخاب یک اینفولوئنسر برای تبلیغات تئاتر، لزوما ارتباطی به دانش شخصی آن فرد در خصوص هنرهای نمایشی و ... ندارد اما شان، شخصیت و پرستیژ و و به نوعی دغدغه ها و جهان بینی آن فرد می تواند دلیل این انتخاب باشد؛ این شرکت ها لزوما هم برای بهره جویی از تاثیر تبلیغاتی یک اینفولوئنسر، بودجه و یا دستمزدی برای آن تعیین نمی کنند اما با اهدای بلیت آن تئاتر به آن فرد این موضوع را پیش می برند.  

*

به نظر می رسد فضای مجازی برای تبلیغاتِ کالای هنری بستر مناسبی باشد. این فضا امکاناتِ زیادی می دهد که کالای هنری به فروش مناسب دست پیدا کند. اما آفت این شکل از بازاریابی هم این است که بسیاری از آنچه در این فضا عرضه می شود از محتوا، تکنیک و استاندارد های یک کالای هنری برخوردار نیست و تنها به کمک تبلیغاتِ مجازی خود را کالای هنری جا می زند.

 

 

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها