{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

در کن چه گذشت؟

کدخبر : 218

جشنواره کن آنقدر جشنواره‌ی مهمی است که نتوان گفت سالی بدون رونق را گذرانده و با پایان هفتاد و دومین دوره از این جشنواره تقریبا همه به این موضوع معترف بودند که این فستیوال یکی از بهترین دوران خود را گذرانده است. در این قله‌ی مقدس هنر، در سال‌های قبل اندکی کمبود را می‌شد احساس کرد ولی وجود مولفین بزرگ قطعا به رونق و خبرساز بودن این دوره کمک کرد.

به گزارش اقتصاد هنر آنلاین به نقل از ورایتی؛ ترنس مالیک، پدرو آلمادوار و تارنتینو همه در بخش رقابت اصلی فیلم داشتند که ترکیبی از وقار و سلیقه هنرمندانه بودند. در کنار این‌ها اما چهره‌های نوظهور زیادی بودند که توانستند خود را از این غوغا جدا کنند و به چشم بیایند. از "چهره‌ی زن در آتش" به کارگردان "سلین شیامان" تا "فانوس دریایی" به کارگردانی "رابرت ایگر" همه‌ی این‌ها مسیری به سینمای آینده را به ما نشان می‌دادند.

"دوران زیبا" کارگردان "نیکولاس بدوس"

این فیلم در بخش خارج از مسابقه شرکت کرده بود. فیلمی کمدی، متعلق به جریان اصلی سینمای فرانسه فیلمی که به طور معمول منتقدان آن را نادیده می‌گیرند بخاطر وجود عنوان‌های پر زرق و برق‌تر. اما این فیلم‌ هوای تازه‌ای در جشنواره بود زیرا که می‌توان این اثر را با کارهای "چارلی کافمن" یا "ترومن شو" مقایسه کرد.

"گوزن" کارگردان "کوئنتین دپویی"

نقش اصلی این فیلم را "جان دوژاقدین" بازی می‌کند. بازنده‌ای میانسال که معتقد شده است  خریدن کت‌های چرم ریشه دار از مد افتاده باعث می‌شود بتواند تصویر بهتری از خودش نمایش دهد. وقتی می‌بیند که زنان با این کار تحت تاثیر قرار نمی‌گیرند او تصمیم می‌گیرد با گفتن دروغی این بازی را ادامه دهد. او اعلام می‌کند قصد دارد فیلمساز شود.

"زندگی مخفی" کارگردان "ترنس مالیک"

"ترنس مالیک" بعد از بازگشتی که با "درخت زندگی"،  فیلمی حماسی و معنوی در میان شور و عذاب به فیلمسازی داشت. حتی اگر فیلم های اخیرش مانند "به سوی شگفتی" و "شوالیه جام ها" برایتان راضی کننده نبوده، "زندگی مخفی" می تواند شما را شگفت زده کند. این کار موتیف های شاخص ترنس مالیک مثل صدای زیر تصویر و قرار دادن شخصیت ها مقابل مناظر طبیعی را در خود دارد. 

فیلم داستان کشاورزی اتریشی به نام "فرانک جاگرستاتر" است که نتوانسته خود را به ارتش هیتلر معرفی کند و یا حتی قسم وفاداری بخورد و این موضوع می تواند باعث محکوم شدن فرانک به مرگ شود.

 

"من بدنم را گم کرده‌ام" کارگردان "جرمی کلپین"

یکی از عجیب ترین موضوعاتی که در یک فیلم انیمیشن دیده ام. "جرمی کلپین" در این فیلم داستان دستی قطع شده را نشان می دهد که سرگردان در خیابان های پاریس راه می رود و به دنبال فردی می گردد که به او تعلق دارد.

"فانوس دریایی" کارگردان "رابرت ایگر"

دومین فیلم بلند "رابرت ایگر" چنان با اشتیاق در جشنواره مورد تشویق قرار گرفت که با خود می گوییم چرا این اثر به بخش اصلی راه نیافته بود؟ توضیح این چرایی، نه توجیه، ساده است. فیلم چنان در ژانر غرق است که به کلاس کن نمی خورد. فیلم در ١٨٩٠ در جریان است، سیاه و سفید است و با نسبت تصویری ١.٩:١ گرفته شده. داستان در جزیره ای ویرانگر اتفاق می افتد که "ویلیام دفو" مشغول آموزش به دستیار جدیدش "رابرت پتینسن" است. و داستان تلاش آن ها برای حفظ بقا است.

"روزی روزگاری در هالیوود" کارگردان "کوئنتین تارانتینو"

بیشترین فیلمی که درباره آن پیش بینی می شد و همه این امید را داشتند که یکی از آن فیلم های تارانتینو باشد که مانند مخدر وارد رگ ها شود، فیلمی که حس و حال "داستان های عامه پسند" را تکرار کند ولی در نهایت اینطور نشد. اگر چه که تا نیمه هایش فکر می کردیم که می شود. داستان فیلم روایتی نوستالژیک از هالیوود ١٩٦٩ است. فیلم داستان دوگانه "ریک دالتون" با بازی "لئوناردو دیکاپریو" و "کلیف بوت" بازی "برد پیت" است. این داستان به صورت عمیقتر ما را با زندگی "شارون تات" آشنا میکند و بسیار درخشان وجود دختران منسن را با ایجاد فضایی شیطانی در هالیوود پیوند می زند. در آخر با چیزی روبرو هستیم که بطور ذاتی تارانتینویی هست اما بطور مبهمی دیگر انقلابی نیست.

ص

"رنج و افتخار" کارگردان "پدرو آلمادوار"

برای کسانی که روزگاری را به یاد می آورند که آلمادوار یک یاغی تلقی میشد تا یک مولف اسپانیایی، رنج و افتخار نشانگر دهه هایی با روند بلوغ است. این فیلم نمایش تغییر موضوع این کارگردان از جنسیتش به فاش شدن موضوع دیگری از زندگی اش است که تا پیش از این درباره اش مخفی کاری می کرده است. شیوه زندگی روزانه  این کارگردان برای حیات که با مبارزه دائمی با رنج تعریف می شود. که بخاطر شماری از بیماری ها همواره وزنی را بر خود تحمل می کند.

 

"انگل" کارگردان "بونگ جون هو"

یک سال بعد "دزدان مغازه" و "سوزاندن" این کارگردان کره ای با "انگل" نشان داد که در آن گوشه‌ی دنیا سینمای مولف به چه سمت و سوی هیجان انگیزی رفته است. کارگردان به دنبال راه های مختلف برای نقد کردن تعصبات اجتماعی و نظام طبقه بندی شده است. در "انگل" داستان خانواده‌ی کلاهبرداری را می بینیم که نشان می دهند به هم ارتباطی ندارد تا از خانواده ای ثروتمند سود جویی کنند.

 

"چهره‌ی زن در آتش" کارگردان "سلین شیاما"

در این ٧٢ سالی که از جشنواره می گذردفقط یک بار به کارگردان زن نخل طلا تعلق گرفته است، چهارمین ساخته ی "سلین شیاما" و اولین اثرش که در بخش اصلی مسابقه به نمایش درآمد به همان اندازه ی برنده ی زن قبلی در سال ١٩٩٣ با فیلم "پیانو" قوی است. داستان فیلم عاشقانه ای در قرن ١٨، میان زنی هنرمند و منبع الهامش است. این فیلم نشان می دهد که زن بودن در روند تولید اثر هنری چه معنایی دارد. بازنمایی شدن در نقاشی و همچنین دخیل شدن در روند تولید آن. تا همین تازگی ها این آزادی به اجازه  مردان بستگی داشته که خود را در آثار هنری تحمیل کرده اند.

ض

"متأسفم شما را از دست دادیم"  کارگردان "کن لوچ"

فیلمسازانی هستند که با پیر شدن، جوان می شوند. آن ها با بالا رفتن سنشان روشن بینتر می شوند. کرگردان ٨٢ ساله ی بریتانیایی، "کن لوچ" فیلم هایی می سازد که با حسی درست از زمان سنجی و درام اجتماعی زمانه پیوند دارند. "متأسفم شما را از دست دادیم" در مورد تلاش خانواده ای برای یافتن راهی از میان اقتصاد غول پیکر است. این فیلم هم مانند "من، دنیل بلیک" داستان صمیمانه و قدرتمندی است درباره ی اینکه واقعا چه بر سر زندگی آدم ها می آید نه فقط در انگلستان بلکه در همه ی دنیا.

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها